تَرک اولای یوسف
همینطور ملاحظه کنید: شکاف اولین
طبق آیه ۴۲ سوره یوسف، زمانی که یوسف در زندان بود، خبر آزادی یکیاز زندانیان را به وی اعطا کرد و خاطرنشان کرد: بیگناهیِ منرا پیش شاه یادآوری کن، البته شیطان آن را از خاطر وی پیروزی و برای همین، یوسف یکسری سال در زندان ماند. دراین مورد دربین مفسران اختلافنظرهست. بعضی گفتهاند مراد این میباشد که شیطان پروردگار را از خاطر یوسف پیروزی و بهاعتقاد و باور بعضا دیگر شیطان موجب شد آن زندانی فراموش نماید بیگناهی یوسف را به سلطان بگوید. علامه طباطبایی حیث در آغاز را بابیان مصرح قرآن ناسازگار دانسته میباشد؛ چراکه از سویی در قرآن یوسف از مُخلَصان شمرده گردیدهاست [یادداشت ۳] و از سوی دیگر آمده میباشد که شیطان هیچگاه نمیتواند در فکر مخلصان نفوذ نماید.[یادداشت ۴] [۵۱] به هر روی مفسران کار یوسف را تَرک اَالبتهٰ دانستهاند؛ چون برای انبیا و افرادی که در جايگاه خوب توحید می باشند، همین مقدار توسل به لوازم دنیایی هم نیکو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد وجود ندارد.[۵۲]
در برخی روایات سوراخ اولای دیگری به حضرت یوسف منسوب شده میباشد.[۵۳] مبنی بر این روایات زمانی که یعقوب پیامبر بعد از سالها فراق بر یوسف وارد شد، یوسف با حدس جایگاه پادشاهی، برای احترام بابا سالخوردهاش از مرکب یا این که تخت پادشاهی خویش[۵۴] پیاده نشد و به همین عامل معبود نبوت را از نسل یوسف برداشت[۵۵] و در نسل لاوی، اخوی یوسف، قرار اعطا کرد.[۵۶] جعفر سبحانی از مفسران شیعه بر این اعتقادوباور میباشد کهاین روایات با قرآن همخوانی ندارد؛ چون بر طبق آیاتی از قرآن، حضرت یوسف در استقبال از پدرش بسیار بااحترام عکس العمل کرد.[۵۷] محمد صادقی تهرانی، مؤلف تعبیروتفسیر الفرقان این نظر را دارد این روایات از اسرائیلیات میباشد و از جهتهای مختلفی گونه های رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دارااست.[۵۸]
تفاوت روایت یوسف در قرآن و تورات
بنابر آنچه که علامه طباطبایی نقل کرده در تورات برخلاف قرآن،[۵۹] آمده میباشد که یوسف خواب سجدهٔ ستارگان و خورشید و ماه را برای برادران خویش تعریف و تمجید کرد و آن ها به وی حسادت کردند و از این که بعد ها یوسف بر آن ها قاضی گردد نگران شدند. همینطور طبق تورات وقتی که خواب را برای پدرش یعقوب تمجید کرد، یعقوب به وی پرخاش کرد و اظهارکرد: آیا اینجانب، مادرت و یازده برادرت بر تو سجده میکنیم؟![۶۰] تفاوت دیگر اینکه برپایه گزارش قرآن، برادران یوسف درخواست کردند یعقوب اورا همراهشان به صحرا بفرستد،[۶۱] البته در گزارش تورات خویش یعقوب از یوسف می خواهد دنبال برادرانش به صحرا برود تا ببیند آنان و گوسفندان تندرست می باشند آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد یا این که نه؟.[۶۲]
وفات و محل دفن
پوسترمجموعه تلویزیونی یوسف رسول
بهگفته مسعودی تاریخنگار مسلمان قرن چهارم قمری، یوسف ۱۲۰ سال معاش کرد. زمانی که مرگش فرا رسید، معبود به وی وحی کرد که فروغ و حکمت را که در اختیار داراست، به ببرز بن لاوی بن یعقوب بسپارد. آن گاه یوسف، ببرز بن لاوی را با آل یعقوب که در آن روز هشتاد مرد بودند، احضار کرد و به آن ها خاطرنشان کرد بهزودی گروهی بر شما موفق میگردند و شمارا به عذاب مشقت در گیر مینمایند، تا اینکه آفریدگار شمارا بهوسیله یکی فرزندان لاوی که نامش موسی میباشد، یاری دهد.[۶۳] بعداز وفات یوسف هر گروهی میخواست لاشه اورا در محله خویش دفن نماید. برای اینکه نبرد پیش نیاید، اورا در مصر در صندوقی از مرمر، در نیل دفن کردند. بعداز سالها حضرت موسی لاشه اورا از آن جای بیرون کرد[۶۴] و بهگفته یاقوت حَمَاو تاریخنویس قرن ششم و هفتم قمری، در فلسطین دفن کرد.[۶۵]
یوسف در اثر ها هنری
نوشتهیعلمیٔ اساسی: یوسف نبی (دسته تلویزیونی)
قصه یوسف در اثرها هنری و رسانهای مانند نگارگری، کاشیکاری، ادبیات، سینما و تلویزیون منعکس شدن داشته میباشد. در سال ۱۳۸۷ش گروه تلویزیونی یوسف رسول از تلویزیون کشور ایران پخش شد.[۶۶] بیت پایین سروده حافظ شیرازی شعر سرا قرن هشتم قمری میباشد که در آن به روایت یوسف اشاره گردیده است:
حافظ شیرازی
یوسف گمگشته بازآید به کنعان اندوه مخور
کلبه احزان خواهد شد روزی گلستان اندوه مخور[۶۷]
سعدی
نماد یوسف گم کرده میدهد یعقوب
مگر ز مصر به کنعان بشیر می آید
سعدی
آن را که بِصارت خلا یوسف صدیق
جایی بفروشد که خریدار نباشد[۶۸]
پانویس
صحفی، ماجراهای قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۶.
صحفی، داستانهای قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۶.
صحفی، ماجراهای قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۸۷.
جعفری، «اسمهای پیامبران در قرآن»، ص۲۵ - ۲۶.
سوره یوسف، آیه ۲۴.
طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۳۰.
سوره انعام، آیه ۸۴.
جزایری، النور المبین، ۱۴۲۳ق، ص۲۵۹.
قطبالدین راوندی، قصصالانبیاء، ۱۴۳۰ق، ص۳۴۸.
برای مثال نگاه فرمائید به مکارم شیرازی، تعبیروتفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۳۱۰.
طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۸۲.
برای مثال نگاه فرمایید به: روحانی طوسی، التبیان، ج۶، ص۱۰۹؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۱۶، ص۵۶؛ محمد بن عبد و بنده الوهاب، تعبیر نشانهها اینجانب القرآن الکریم، جامعة الإمام محمد بن سعود، ج۵، ص۱۳۲.
تَرک اولای یوسف
همینطور ملاحظه کنید: شکاف اولین
طبق آیه ۴۲ سوره یوسف، زمانی که یوسف در زندان بود، خبر آزادی یکیاز زندانیان را به وی اعطا کرد و خاطرنشان کرد: بیگناهیِ منرا پیش شاه یادآوری کن، البته شیطان آن را از خاطر وی پیروزی و برای همین، یوسف یکسری سال در زندان ماند. دراین مورد دربین مفسران اختلافنظرهست. بعضی گفتهاند مراد این میباشد که شیطان پروردگار را از خاطر یوسف پیروزی و بهاعتقاد و باور بعضا دیگر شیطان موجب شد آن زندانی فراموش نماید بیگناهی یوسف را به سلطان بگوید. علامه طباطبایی حیث در آغاز را بابیان مصرح قرآن ناسازگار دانسته میباشد؛ چراکه از سویی در قرآن یوسف از مُخلَصان شمرده گردیدهاست [یادداشت ۳] و از سوی دیگر آمده میباشد که شیطان هیچگاه نمیتواند در فکر مخلصان نفوذ نماید.[یادداشت ۴] [۵۱] به هر روی مفسران کار یوسف را تَرک اَالبتهٰ دانستهاند؛ چون برای انبیا و افرادی که در جايگاه خوب توحید می باشند، همین مقدار توسل به لوازم دنیایی هم نیکو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد وجود ندارد.[۵۲]
در برخی روایات سوراخ اولای دیگری به حضرت یوسف منسوب شده میباشد.[۵۳] مبنی بر این روایات زمانی که یعقوب پیامبر بعد از سالها فراق بر یوسف وارد شد، یوسف با حدس جایگاه پادشاهی، برای احترام بابا سالخوردهاش از مرکب یا این که تخت پادشاهی خویش[۵۴] پیاده نشد و به همین عامل معبود نبوت را از نسل یوسف برداشت[۵۵] و در نسل لاوی، اخوی یوسف، قرار اعطا کرد.[۵۶] جعفر سبحانی از مفسران شیعه بر این اعتقادوباور میباشد کهاین روایات با قرآن همخوانی ندارد؛ چون بر طبق آیاتی از قرآن، حضرت یوسف در استقبال از پدرش بسیار بااحترام عکس العمل کرد.[۵۷] محمد صادقی تهرانی، مؤلف تعبیروتفسیر الفرقان این نظر را دارد این روایات از اسرائیلیات میباشد و از جهتهای مختلفی گونه های رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دارااست.[۵۸]
تفاوت روایت یوسف در قرآن و تورات
بنابر آنچه که علامه طباطبایی نقل کرده در تورات برخلاف قرآن،[۵۹] آمده میباشد که یوسف خواب سجدهٔ ستارگان و خورشید و ماه را برای برادران خویش تعریف و تمجید کرد و آن ها به وی حسادت کردند و از این که بعد ها یوسف بر آن ها قاضی گردد نگران شدند. همینطور طبق تورات وقتی که خواب را برای پدرش یعقوب تمجید کرد، یعقوب به وی پرخاش کرد و اظهارکرد: آیا اینجانب، مادرت و یازده برادرت بر تو سجده میکنیم؟![۶۰] تفاوت دیگر اینکه برپایه گزارش قرآن، برادران یوسف درخواست کردند یعقوب اورا همراهشان به صحرا بفرستد،[۶۱] البته در گزارش تورات خویش یعقوب از یوسف می خواهد دنبال برادرانش به صحرا برود تا ببیند آنان و گوسفندان تندرست می باشند آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد یا این که نه؟.[۶۲]
وفات و محل دفن
پوسترمجموعه تلویزیونی یوسف رسول
بهگفته مسعودی تاریخنگار مسلمان قرن چهارم قمری، یوسف ۱۲۰ سال معاش کرد. زمانی که مرگش فرا رسید، معبود به وی وحی کرد که فروغ و حکمت را که در اختیار داراست، به ببرز بن لاوی بن یعقوب بسپارد. آن گاه یوسف، ببرز بن لاوی را با آل یعقوب که در آن روز هشتاد مرد بودند، احضار کرد و به آن ها خاطرنشان کرد بهزودی گروهی بر شما موفق میگردند و شمارا به عذاب مشقت در گیر مینمایند، تا اینکه آفریدگار شمارا بهوسیله یکی فرزندان لاوی که نامش موسی میباشد، یاری دهد.[۶۳] بعداز وفات یوسف هر گروهی میخواست لاشه اورا در محله خویش دفن نماید. برای اینکه نبرد پیش نیاید، اورا در مصر در صندوقی از مرمر، در نیل دفن کردند. بعداز سالها حضرت موسی لاشه اورا از آن جای بیرون کرد[۶۴] و بهگفته یاقوت حَمَاو تاریخنویس قرن ششم و هفتم قمری، در فلسطین دفن کرد.[۶۵]
یوسف در اثر ها هنری
نوشتهیعلمیٔ اساسی: یوسف نبی (دسته تلویزیونی)
قصه یوسف در اثرها هنری و رسانهای مانند نگارگری، کاشیکاری، ادبیات، سینما و تلویزیون منعکس شدن داشته میباشد. در سال ۱۳۸۷ش گروه تلویزیونی یوسف رسول از تلویزیون کشور ایران پخش شد.[۶۶] بیت پایین سروده حافظ شیرازی شعر سرا قرن هشتم قمری میباشد که در آن به روایت یوسف اشاره گردیده است:
حافظ شیرازی
یوسف گمگشته بازآید به کنعان اندوه مخور
کلبه احزان خواهد شد روزی گلستان اندوه مخور[۶۷]
سعدی
نماد یوسف گم کرده میدهد یعقوب
مگر ز مصر به کنعان بشیر می آید
سعدی
آن را که بِصارت خلا یوسف صدیق
جایی بفروشد که خریدار نباشد[۶۸]
پانویس
صحفی، ماجراهای قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۶.
صحفی، داستانهای قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۶.
صحفی، ماجراهای قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۸۷.
جعفری، «اسمهای پیامبران در قرآن»، ص۲۵ - ۲۶.
سوره یوسف، آیه ۲۴.
طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۳۰.
سوره انعام، آیه ۸۴.
جزایری، النور المبین، ۱۴۲۳ق، ص۲۵۹.
قطبالدین راوندی، قصصالانبیاء، ۱۴۳۰ق، ص۳۴۸.
برای مثال نگاه فرمائید به مکارم شیرازی، تعبیروتفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۳۱۰.
طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۸۲.
برای مثال نگاه فرمایید به: روحانی طوسی، التبیان، ج۶، ص۱۰۹؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۱۶، ص۵۶؛ محمد بن عبد و بنده الوهاب، تعبیر نشانهها اینجانب القرآن الکریم، جامعة الإمام محمد بن سعود، ج۵، ص۱۳۲.

مسجد امام حسن مجتبی (ع) فکوری مشهد و نقش آن در مواجهه با چالشهای اجتماعی و شهری